محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
172
آيين شهردارى ( فارسى )
برآيد و به تشريح طبقات چشم و غدهها و رطوبتهاى سهگانه و امراض سهگانه و بيماريهايى كه فرع آن است و به تركيب داروهاى چشم و چگونگى عقاقير آشنا باشد اجازه دهد كه به معالجهء چشم بپردازد . كحالان دورهگرد اغلب غير قابل اعتماد هستند ، زيرا بىديناند . محتسب بايد از معالجهء اين گروه از بيماريها و عوارض چشم ناآگاهاند ممانعت كند . و شايسته نيست كه كسى براى معالجه به آنان اعتماد كند و كحلها و داروهاى « 1 » ايشان را به كار برد ، زيرا بعضى از آنان داروهايى از نشاسته و صمغ مىسازند و آن را به رنگهاى گوناگون رنگ مىكنند : داروى سرخ را با سرنج « 2 » و سبز را با زردچوبه و نيل سياه را با اقاقيا ( جز اقاقياى معروف ) ، و زرد را با زعفران مىسازند و بعضى داروهايى از ماميثا ( كعب الغزال ) با تركيب صمغ مىسازند و بعضى كحل ( داروى ماليدنى ) را از هستهء هليلهء محروق و فلفل تهيه مىكنند . تقلبات دارويى ايشان بسيار است و نمىتوان برشمرد . و چون محتسب نمىتواند به هنگام معالجهء چشم مردم حضور يابد ، بايد تحليف به عمل آورد . شكستهبندان شكستهبند به شرطى مىتواند به شكستهبندى پردازد كه گفتار ششم از كتاب « كناش فوليس » « 3 » را كه در باب شكستهبندى است فراگيرد و شمارهء
--> ( 1 ) - متن : اكحال و اشياف است ، كحل به معنى سرمه و داروى چشم ، و اشياف جمع شياف ، و در اينجا به معنى دارويى است كه در چشم استعمال مىشود و شايد مراد از كحل داروى ماليدنى باشد . ( 2 ) - متن : سيلقون ، و ظاهرا صحيح سليقون است به معنى سرنج كه داراى رنگ قرمز خوشرنگى است و در نقاشى مورد استفاده قرار مىگيرد و آن را ساليقون و ساريقون و آذرگون نيز گويند . ر ك : فرهنگ فارسى معين . ( 3 ) - فوليس ظاهرا همان است كه ابن النديم به صورت فولس ذكر كرده و از شاگردان بقراط به شمار آورده است ، اما « كناش » معلوم نشد .